الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٢ - مردود بودن رأى كوفيين
اكلت الرغيف ثلثه (خوردم گرده نان را، يك سوّمش را).
در اينمثال « ثلثه » بدل بعض از كل يعنى « الرغيف » بوده و همانطوريكه ملاحظه ميشود داراى ضميرى است كه به « الرغيف » عود مىكند.
ب: در بدل بعض از كل شرط است كه بدل از نظر نفى و ايجاب مانند مبدل منه باشد نظير مثالى كه گذشت چه آنكه بدل و مبدل هردو حكم ايجابى دارند در حاليكه در آيه شريفه اينطور نبوده بلكه مبدل منه منفى و بدل مثبت است.
رأى كوفيين در آيه شريفه
كوفيين گفتهاند:
رفع « قليل » بعد از « الّا » در آيه شريفه بنابر اينستكه « قليل » عطف شده است به مستثنامنه يعنى فاعل در « فعلوه » و حرف عاطف « الّا » است زيرا كوفيون « الّا » را از حروف عاطفه مىدانند با اين خصوصيّت كه گفتهاند:
« الّا » بمنزله « لا » عاطفه بوده و مانند آن ما بعدش با ما قبل آن بايد مخالف باشد با اينفرق كه در « لا » ما قبلش موجب و ما بعدش منفى است و در « الّا » عكس آن مىباشد يعنى ما بعد موجب و ما قبل منفى است.
مردود بودن رأى كوفيين
مصنّف گويد:
كلام كوفيون كه گفتند رفع « قليل » بخاطر اينستكه بواسطه « الّا » عطف شده به فاعل « فعلوه » مردود است چه آنكه لفظ مرفوع بعد از « الّا » اگر بخاطر عطف باشد پس مىبايد در مثال « ما قام الّا زيد» نيز « زيد » را از باب عطف مرفوع بدانيم يعنى « الّا » را در اينمثال همچون آيه عاطفه قرار دهيم با اينكه ادباء گفتهاند هيچيك از حروف عاطفه پهلوى عامل قرار نمىگيرند و با اين وصف چطور در مثال « الّا » را عاطفه بدانيم.